عبور باید کرد.
و همنورد افقهای دور باید شد.
و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد.
عبور باید کرد
و گاه از سر یک شاخه توت باید خورد.
پس باید عبور کنم از ترس ، تشویش و ...
تو با من نمیآیی؟؟؟